بيوگرافي افراد مشهور
نويسندگان
عضويت
نام کاربري :
پسورد :
تکرار پسورد:
ايميل :
نام اصلي :
آمار
امروز : 530
ديروز : 758
افراد آنلاين : 1
همه : 16199
چت باکس

 

 

نيما شاهرخ شاهي فارغ‌التحصيل رشته مهندسي عمران است، اما علاقه او به سينما باعث شد تا سال ۱۳۸۲ با بازي در فيلم سينمايي مكس به كارگرداني سامان مقدم وارد عرصه سينما شود.

او بعد از اين فيلم در آثار سينمايي همچون پارك وي، دايره زنگي، مجنون ليلي و كيش و مات بازي كرد. البته شاهرخ‌شاهي رشته عمران را رها نكرد و تا پنج سال پيش بازيگري و عمران را با هم كار مي‌كرد، اما از آن زمان همه تمركزش را در بازيگري گذاشت.

شاهرخ شاهي فعاليت در تلويزيون را هم با ايفاي نقش مهران خواستگار ليلا در سريال شمس‌العماره ساخته سامان مقدم آغاز كرد و بعد از آن در سريال‌هاي فاصله‌ها، ملكوت، موج و صخره، دختران حوا، مرد نقره‌اي و ميلياردر به ايفاي نقش‌هاي مختلف پرداخت و اين روزها سريال تلويزيوني معراجي‌ها به كارگرداني مسعود ده‌نمكي را در حال پخش از شبكه يك دارد.

او در اين سريال ايفاگر نقش اشكان، سردسته گروه تجسمي‌هاي دانشگاه است. زماني كه ده‌نمكي بازي در معراجي‌ها را به او پيشنهاد داد، شاهرخ‌شاهي در منزل خواهرش كه در خارج از كشور زندگي مي‌كند، بود. شاهرخ‌شاهي قرار بود چند ماهي نزد خواهرش در سوئد بماند، اما بعد از اين پيشنهاد به ايران بازگشت و پس از مطالعه فيلمنامه كه برايش داستان جالبي داشت، بازي در سريال معراجي‌ها را پذيرفت. او معتقد است با اين‌كه روزانه بيش از ۱۲ ساعت كار مي‌كردند، اما به دليل رفتارهاي صميمانه گروه هيچ وقت خسته نمي‌شد و با انرژي به كارش ادامه مي‌داد.

اشكان در سريال معراجي‌ها به دليل اين‌كه سردسته گروه تجسمي‌هاست، بيشتر مواقع با تنش روبه‌روست. طبيعي است كه اين تنش‌ها براي شما جذابيت داشته كه بازي در اين نقش را پذيرفتيد. وقتي فيلمنامه را خوانديد، تحليل‌تان درباره اين نقش چطور بود؟

آقاي ده‌نمكي نسبت به من لطف داشت و پيشنهاد ايفاي نقش اشكان را به من داد. وقتي از من براي بازي در اين سريال دعوت شد، من منزل خواهرم بودم كه در خارج از كشور زندگي مي‌كند. قرار بود چند ماهي نزد خواهرم بمانم، اما بعد از اين پيشنهاد به ايران برگشتم. وقتي فيلمنامه را مطالعه كردم از قصه آن خوشم آمد و به نظرم داستان جذابي داشت.

در اين سريال نقش پسر دانشجويي را بازي مي‌كنم كه سردسته دانشجوياني است كه مخالف تدفين شهداي گمنام در محل تنديس‌هايي است كه آنها ساختند. البته بايد اشاره كنم كه عقايد اشكان به دور از عقايد شخصي من است، چون شخصا براي شهدا، جانبازان و ايثارگران احترام زيادي قائل هستم و بشدت اعتقاد دارم اگر ما الان در آرامش زندگي مي‌كنيم، به خاطر اين عزيزان است كه با هر طرز فكر و عقيده‌اي كه داشتند راهي جبهه شدند، جنگيدند و جانشان را از دست دادند تا امروز من و شما در آرامش زندگي كنيم.

وقتي آخر سريال را خواندم و متوجه شدم اين دانشجويان معترض بعد از اتفاقاتي به نتايج درستي از دوران دفاع مقدس مي‌رسند و ديدم كه عقايد آنها به عقايد من نزديك مي‌شود، بازي در سريال را پذيرفتم. ضمن اين‌كه اين دانشجويان با شهدا مخالف نيستند، بلكه آنها نسبت به مكان دفن شهدا معترض هستند كه چرا بايد در جايي دفن شوند كه آنها تنديس‌هايشان را نصب كرده‌اند.

در مجموع فيلمنامه برايم خيلي جالب بود و به نظرم رگه‌هاي طنز خوبي داشت. معتقدم طنز موقعيت سريال معراجي‌ها با انتخاب‌هاي درست بازيگران و شخصيت‌پردازي مناسبي كه نقش‌ها دارد و با هدايت كارگردان خيلي خوب درآمده است. اين سريال شيرين است و با پيشرفت قصه براي مخاطبان جذاب‌تر هم خواهد شد.

اطمينان دارم اگر اين سريال در هر زمان ديگر هم پخش شود با استقبال مخاطبان رو‌به‌رو خواهد شد. اين سريال موضوع روز ندارد، بلكه اگر چند سال ديگر هم بازپخش شود، باز هم براي تماشاگران جذاب خواهد بود. يكي از امتيازات سريال معراجي‌ها همين مساله است كه قابليت اين را دارد كه در هر زماني پخش شود.

باتوجه به اين‌كه شخصيت اشكان از شخصيت واقعي خودتان دور است. برايتان سخت نبود اين نقش را بازي كنيد؟

همان‌طور كه گفتم اشكان و ديگر بچه‌هاي گروه تجسمي ابتدا معترض هستند؛ اما به مرور عقايد آنها تغيير مي‌كند. بنابراين اشكان در انتهاي قصه به شخصيت خودم نزديك مي‌شود. من از روزي كه وارد عرصه سينما شدم تا امروز حدود ۸۰ اثر بازي كرده‌ام. هنر بازيگر اين است كه بتواند نقش‌هاي متفاوت و دور از شخصيت خودش را بازي كند.

اگر من مدعي بازيگري هستم و ۱۳ سال است در اين حرفه هستم و براي كارم وقت و انرژي مي‌گذارم، بنابراين بايد بتوانم هر نقشي را درست اجرا كنم. بارها برايم پيش آمده كه نقش منفي بازي كرده‌ام كه شخصيتي دور از خود واقعي‌ام بوده، اما اين كار را انجام دادم.

ممكن است در اين مواقع سختي‌هايي براي بازيگر به وجود بيايد، اما همين سختي‌ها و چالش براي بازيگر جذاب است. بدون ترديد وقتي نقشي را بپذيرم كه روحيات شخصيت شبيه به خودم باشد نه‌تنها راحت‌تر هستم، بلكه فشاري روي من نيست، اما هر كاري سختي‌هاي خودش را دارد و هنر بازيگري در اين مساله نهفته است.

در مجموع سريال معراجي‌ها فيلمنامه بسيار منسجمي دارد و به نظرم قصه نويي را تعريف مي‌كند كه تا امروز به آن توجه نشده است. همين تازگي قصه براي بينندگان هم جذاب است.

آيا تاكنون پيش‌ آمده در يك اثر ضعيف هم بازي كنيد؟

واقعا بازيگر نمي‌تواند مانع اين مساله شود. اگر همه بازيگران نگاهي به كارنامه هنري‌شان بيندازند، متوجه مي‌شوند كه چند كار ضعيف يا متوسط هم دارند. من هم ادعايي ندارم كه همه آثاري كه بازي كردم، خوب بوده و هيچ وقت در انتخابم اشتباه نكرده‌ام.

البته در اين سال‌ها سعي كردم فيلمنامه خوب قبول كنم و كار خوب انجام بدهم، اما گاهي پيش‌ آمده در اثر ضعيفي هم بازي كرده‌ام، اين ضعيف بودن ممكن است به سبب بازيگراني باشد كه روبه‌رويم قرار گرفته‌اند يا اين‌كه خيلي با عجله كار را جمع كرده‌اند. من در اين سال‌ها در فيلم‌هاي سينمايي، نمايش خانگي و تله‌فيلم هم بازي كردم، اما معتقدم بازيگر در انتخاب سريال بايد دقت بيشتري داشته باشد، چون فيلم‌هاي سينمايي بيننده محدودي دارد، اما ميليون‌ها نفر بيينده يك سريال هستند. بنابراين در سريال جاي اشتباه وجود ندارد و تا جايي كه مي‌شود بايد مانع اين مساله شد، چون سريال خيلي ديده مي‌شود.

يعني حساسيت شما براي بازي در سريال‌ها بيشتر از فيلم‌هاي سينمايي است؟

نمي‌شود گفت من براي انتخاب فيلم‌هاي سينمايي دقت نمي‌كنم. هميشه سعي مي‌كنم كار خوب انتخاب كنم. مخاطب برايم اهميت دارد و به نظرش توجه مي‌كنم، ولي برخي مواقع هم پيش مي‌آيد شرايطي ايجاد مي‌شود و در اثري بازي مي‌كنم كه خيلي خوشايند مردم نيست و آن اثر را دوست ندارند.

آيا تا به حال برايتان پيش آمده مخاطب نسبت به اثري كه بازي كرديد و آن را دوست نداشته واكنش نشان دهد؟

خدا را شاكرم من جزو بازيگراني هستم كه عموم كارهايم مورد پسند مردم واقع شده است، ولي گاهي هم پيش آمده كه مردم فيلم‌هايم را دوست نداشتند. در اين مواقع سعي مي‌كنم در نهايت آرامش با فردي كه نسبت به كارم نقد منفي دارد، صحبت كنم و دلايلش را بشنوم.

ولي برخي بازيگران در اين مواقع واكنش خوبي نشان نمي‌دهند.

به نظرم وقتي با منطق صحبت كنيم، حتما به نتايج بهتر و رضايتبخش مي‌رسيم، اما برخي مواقع شاهد هستيم نقدهايي كه برخي مطبوعات چاپ مي‌كنند، منصفانه نيست و حتي گاهي به اشتباه قضاوت مي‌كنند. معتقدم وقتي يك نفر يك‌بار در زندگي‌اش مقابل دوربين نرفته و سختي كارهاي نمايشي را درك نمي‌كند، حق ندارد نظرات شخصي‌اش را به‌عنوان نقد بنويسد، بلكه بايد اين شرايط را لمس كرده باشد يا از نزديك ديده باشد تا نقد كارشناسانه بنويسد.

ما پنج ماه در سريال معراجي‌ها كار كرديم و شرايط كار سخت بود. بايد روزانه صحنه‌هاي زيادي را ضبط مي‌كرديم، حتي يك روز قبل از انفجار كه به از دست دادن چند همكار عزيزمان منجر شد، ما در همان نقطه كار مي‌كرديم. به نظرم بهتر است اول شرايط را ببينيم و بعد خيلي راحت بگوييم اين فيلم خوب است يا بد. بايد منتقد دقت زيادي داشته باشد و تا زماني كه اطلاعات كافي ندارد، نقد منفي ننويسد.

متاسفانه گاهي شاهد حسادت و بخل برخي آدم‌ها در سينما و تلويزيون هستيم. در حالي كه اگر يك كار خوب است بايد دوستانمان را تشويق كنيم و اگر كاري هم متوسط يا ضعيف است در نهايت آرامش آن را نقد كنيم. برايتان مثالي مي‌زنم. چندي پيش سريال دردسرهاي عظيم از شبكه سه پخش شد كه به نظرم سريال خيلي خوبي بود. بازي‌ها، كارگرداني، فيلمبرداري، قصه و… انسجام خوبي داشت. وقتي اين سريال خوب است، براي چه نقدهاي منفي درباره‌اش مي‌نويسيم و مي‌گوييم اين سريال بد است. البته نمي‌دانم سريال دردسرهاي عظيم چند درصد بيننده داشت، اما با صحبت با اطرافيان متوجه شدم بينندگان، اين سريال را خيلي دوست دارند و هر شب دنبال مي‌كنند.

به نظرم اگر سريالي خوب است بايد به آن بها بدهيم و حرف‌هاي بيهوده را كنار بگذاريم. سريال معراجي‌ها هم جزو آثار خوش‌ساخت است. كارگرداني و بازي‌ها خوب است و كسي نمي‌تواند از بازي‌هاي اين سريال كوچك‌ترين ايرادي بگيرد. پس بهتر است به جاي اين‌كه بخل‌ورزانه نگاه كنيم با انرژي مثبت اين سريال را تماشا كنيم.

پس با خواندن نقد غيرمنصفانه عصباني مي‌شويد؟

بستگي دارد نقد را چه كسي نوشته باشد. من پنج تا شش نفر را با عنوان منتقدان كاربلد در ايران مي‌شناسم كه كارشان درست است و بقيه را خيلي قبول ندارم. به نظرم آنها كساني هستند كه عشق بازيگري و كارگرداني داشته‌اند، اما به هيچ جا نرسيدند و حالا منتقد شدند و نقدهاي سطحي مي‌نويسند. در مجموع نقد منصفانه را دوست داشته و قبول دارم، اما وقتي غرض‌ورزي باشد، توجهي نمي‌كنم و عصباني هم نمي‌شوم.

شما اشاره كرديد كه سريال دردسرهاي عظيم را مي‌ديديد و از تماشاي آن هم لذت مي‌برديد. اين در حالي است كه بازيگران مي‌گويند فرصت تماشاي سريال‌هاي تلويزيون را ندارند. پس فكر مي‌كنم شما سريال‌بين خوبي هستيد.

من سريال‌‌بين و تلويزيون‌بين حرفه‌اي هستم و آثاري را كه دوست داشته باشم، حتما دنبال مي‌كنم. سعي مي‌كردم تمام قسمت‌هاي سريال دردسرهاي عظيم را ببينم. البته اگر سر كار بودم و نمي‌توانستم در زمان پخش ببينم، حتما خلاصه آن را مي‌ديدم. به هر حال شغل بازيگري به گونه‌اي است كه شب و روز ندارد، اما تا جايي كه بتوانم سريال‌هاي خوب را دنبال مي‌كنم.

به همين دليل معتقدم سريال‌هاي خوب ديده مي‌شود. البته ما در يك رقابت نابرابر با تعدادي از شبكه‌هاي ماهواره‌اي هستيم، اما اطمينان دارم اگر سريال خوب بسازيم، مي‌توانيم اين شبكه‌ها را كنار بگذاريم. همه ما دنبال اين هستيم كه نتيجه كار ديده شود. گرچه برخي بر اين باور هستند كه ما به دليل محدوديت‌هايي كه داريم، نمي‌توانيم با سريال‌هاي ماهواره‌اي رقابت كنيم، اما به نظرم با ساخت سريال‌هاي خوب مي‌توان مردم را به سمت تلويزيون خودمان كشاند.

شايد به اين دليل سريال‌هاي تلويزيوني را پيگيري مي‌كنيد كه اگر در آثار همان كارگردان بازي كرديد نسبت به كارهاي قبلي‌اش شناخت داشته باشيد؟

بله، در طول اين سال‌ها با كارگردانان، تصويربرداران و بازيگران زيادي كار كرده‌ام و علاقه‌مندم كارهايشان را دنبال كنم كه در تازه‌ترين كارشان چه كرده‌اند. ضمن اين‌كه با ساختار و فضاي كار كارگردانان مختلف آشنا مي‌شوم تا اگر روزي قرار بود با او كار كنم نسبت به جنس كارش شناخت داشته باشم.

در مجموع دوست دارم نسبت به هر كاري اطلاعات داشته باشم. اين احترام دو طرفه است و مطمئن هستم وقتي كارگرداني براي كارش از من دعوت مي‌كند، دوست دارد با فضاي كارهاي قبلي‌اش آشنا باشم، چون زودتر مي‌توانيم به نتيجه مشترك برسيم.

اما معمولا بازيگران اين كار را انجام نمي‌دهند و علاقه‌اي ندارند به اين شناخت برسند.

متاسفانه برخي اهالي سينما غرض‌ورز هستند و چشم ديدن همديگر را ندارند. خانم و آقا هم فرقي ندارد. نمي‌دانم چرا برخي چشم ندارند موفقيت همكارشان را ببينند. من وقتي با چنين صحنه‌هايي روبه‌رو مي‌شوم، خيلي ناراحت مي‌شوم. درواقع اين مساله يكي از عواملي است كه نمي‌توانيم كار يكديگر را ببينيم.

من تا جايي كه مي‌توانم، سعي مي‌كنم از اين آدم‌‌ها دوري كنم، چون اين افراد حالم را بد مي‌كنند. دلم مي‌خواهد هميشه حالم خوب باشد. به نظرم اين آدم‌ها جز اين‌كه حالت را خراب كنند، كار ديگري انجام نمي‌دهند.

چطور به اين نگاه رسيديد و آن را در خودتان رشد داديد؟

نمي‌دانم! اما يك چيز را خيلي خوب مي‌دانم. خدا من را از نقطه صفر به اين مقطع رساند و بشدت مديون او هستم. معتقدم در سپاسگزاري از خدا بايد سعي كنم نگاهم را عميق كنم و بتوانم پيشرفت و موفقيت ديگر دوستانم را ببينم.

وقتي مي‌بينم آدمي كه زحمت مي‌كشد، كارش ديده مي‌شود و حقش را مي‌گيرد، خيلي خوشحال مي‌شوم، چون همه ما براي كارمان سال‌ها تلاش مي‌كنيم. من سال ۱۳۸۰ وارد سينما شدم، سال ۱۳۸۲ مقابل دوربين رفتم و سال ۱۳۸۴ اكران شد. يعني عملا چهار سال زحمت كشيدم و سال ۱۳۸۵ هم در فيلم پارك‌وي بازي كردم. در طول اين سال‌ها خيلي زحمت كشيدم.

بنابراين وقتي مي‌بينم كه دوستم جواد عزتي بهترين بازي را در سريال تلويزيوني دردسرهاي عظيم دارد و خيلي پخته نقش‌اش را اجرا مي‌كند، خوشحال مي‌شوم. به نظرم اگر كسي كمبود نداشته باشد، براي همه خوبي مي‌خواهد. به همين دليل مي‌دانم خدا هر چه براي من مي‌خواهد خير و حق است. از اين رو به جاي اين‌كه حسدورزي كنم خدا را براي همه موفقيت‌هايم شكر مي‌كنم و از ديدن موفقيت‌هاي ديگران هم خوشحال مي‌شوم. خوشبختانه چون اين نگاه را دارم، هميشه پيشنهادهاي خوب كاري هم به من مي‌شود.

شما در طول اين سال‌ها با كارگردانان مختلف كار كرديد كه هر كدام از آنها سليقه خودشان را دارند. ممكن است برخي از آنها خيلي خوب به پيشنهادهاي بازيگران توجه كنند و برخي ديگر فقط خودشان را مولف كارشان بدانند. شما در اين موارد چقدر انعطاف‌پذير هستيد؟

كار هنر تعامل دو طرفه است. متاسفانه برخي كارگردانان پيشنهادپذير نيستند و اين اشتباه است. كارگرداني موفق است كه به نظرات همه گوش بدهد و اين به نفع خود او هم هست كه همه نظراتشان را بگويند و او بهترين نظر را انتخاب كند، ولي اگر كارگردان بگويد كه هر چه او مي‌گويد درست است و نظر بقيه را قبول نداشته باشد به ضرر خودش رفتار كرده است.

البته بايد بگويم برخي مواقع كارگردان به حدي كارش درست است كه بازيگر بايد خودش را به او بسپارد، مثل فريدون جيراني كه من در فيلم پارك‌وي خودم را به او سپردم و هيچ نظري نمي‌دادم و تمام ايده‌ها براي او بود.

شخصا علاقه داريد در كاري بازي كنيد كه بتوانيد ايده بدهيد يا اين‌كه دوست داريد كاملا خودتان را به كارگردان بسپاريد؟

سعي مي‌كنم كاري را انتخاب كنم كه كارگردانش را مي‌شناسم. دوست دارم در كاري حضور پيدا كنم كه حالم را خوب كند و دستمزدم را بموقع پرداخت كنند. وقتي ما در يك فيلم يا يك سريال بازي مي‌كنيم مثل يك خانواده دور هم جمع مي‌شويم بهتر است حالمان خوب باشد و با اين حال هر روز سر كار برويم، نه اين‌كه وقتي كار تعطيل مي‌شود، خوشحال شويم.

اگر در اثري بازي كنيد كه به دليل شرايط موجود حالتان خوب نباشد، آن وقت چه كار مي‌كنيد؟

خدا خدا مي‌كنم كه زودتر تمام شود!

پس خيلي سخت مي‌گذرد.

بله، ولي تحمل مي‌كنم.

اين حال خوب را در سريال معراجي‌ها هم داشتيد؟

صد درصد. سريال معراجي‌ها جزو يكي از كارهاي بسيار خوبم است. وقتي اثري را مي‌بينيد كه با استقبال مخاطبان روبه‌رو شده و حال همه بازيگران از پخش آن خوب است، مطمئن باشيد اين حال خوب در پشت دوربين هم وجود داشته كه به كل كار منتقل شده است.

سريال‌ معراجي‌ها از آن دست كارهايي بود كه دوست نداشتم، تمام شود. همه چيز خيلي نظم و ترتيب داشت. تهيه‌كننده نسبت به كارش اشراف داشت و بدرستي گروه را هدايت مي‌كرد و شرايطي را ايجاد كرد تا همه ما بدون كوچك‌ترين مشكل كارمان را انجام بدهيم.

گرچه روزانه بيش از ۱۲ ساعت كار مي‌كرديم و سكانس‌هاي زيادي را ضبط مي‌كرديم، اما حال همه ما خوب بود. كارگرداني خوب ده‌نمكي و بازي در كنار بازيگران كاربلد باعث شد تا همه با انرژي كار كنيم و تا جايي كه مي‌توانيم براي كار زحمت بكشيم و وقت و انرژي بگذاريم.

وقتي ارتباط خوب و سازنده ميان عوامل يك مجموعه برقرار باشد، مطمئن باشيد نتيجه كار هم رضايتبخش مي‌شود و مردم هم از تماشاي اثر لذت مي‌برند.

باتوجه به اين‌كه نقش اشكان يكي از شخصيت‌هاي اصلي است، آيا تعامل و همفكري لازم را با مسعود ده‌نمكي داشتيد؟

بله، من پيشنهادهاي خود را مي‌دادم و كارگردان برخي را قبول مي‌كرد و بعضي ديگر را نه. البته برخي مواقع متوجه ديدگاهش نمي‌شدم كه چرا مي‌‌خواهد مثلا فلان سكانس اينجوري اجرا شود، اما الان كه سريال را مي‌بينم، متوجه مي‌شوم كه حق با او بوده و ديدگاهش چقدر درست است.

شما روزانه بيش از ۱۲ ساعت كار مي‌كرديد. باتوجه به اين‌كه كشمكش‌هاي اين سريال زياد است، اين مساله شما را خسته نمي‌كرد و تمركزتان را هنگام بازي به‌هم نمي‌ريخت؟

خير! وقتي شما به كاري علاقه داشته باشيد، بنابراين ساعت زياد كار اذيتتان نمي‌كند. گرچه زمان تصويربرداري در سريال معراجي‌ها فشرده بود و گاهي حتي ما با پنج دوربين كار را ضبط مي‌كرديم، اما چون فضا صميمانه بود، مشكلي نداشتيم.

شايد باور نكنيد، اما ما روزانه بالاي ۱۵ دقيقه ضبط مفيد داشتيم و اگر عوامل درست در كنار هم انتخاب نمي‌شدند، مطمئن باشيد نتيجه دلخواه گرفته نمي‌شد.

در سريال معراجي‌ها بده و بستان‌هاي خوبي بين شما و علي صادقي رد و بدل مي‌شود. همه اين موارد در فيلمنامه بود يا بداهه هم داشتيد؟

بله، بداهه هم داشتيم، اما فيلمنامه به حدي منسجم و چفت و بست‌دار بود كه كمترين تغيير سر صحنه داده مي‌شد. من و علي صادقي در سريال موج و صخره نيز مقابل هم بازي كرديم و اين‌گونه بده و بستان‌ها را آنجا هم داشتيم و تجربه آن سريال به ما در معراجي‌ها كمك كرد.

شما در اكثر كارهايتان ته‌ريش داريد. آيا اين مساله اتفاقي پيش آمده يا خودتان اصرار داريد كه گريم شما اين‌گونه باشد.

هر كاري طراح گريم دارد. براي من فرقي ندارد كه گريمم چطور باشد. من جزو آن دسته بازيگران هستم كه مي‌گذارم هر اتفاقي براي گريمم بيفتد. از موي قرمز گرفته تا مدل‌هاي مختلف ريش. هر چقدر گريم من را به نقش نزديك كند برايم بهتر است و به نفعم هست. شايد دليل اين‌كه بيشتر ته‌ريش دارم، به اين دليل است كه گريمورها اين‌طور مي‌پسندند و مي‌دانند چهره من اين‌گونه بهتر مي‌شود.

امتياز:
بازديد:
[ ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۲۶:۱۴ ] [ morteza.73 ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By bigsite :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
پنل کاربري
نام کاربري :
پسورد :
نظرسنجی
لينک هاي تبادلي
فاقد لینک
تبادل لينک اتوماتيک
لينک :
خبرنامه
عضويت لغو عضويت
امکانات وب